|
|
|
|
|
سلام برهمه دوستان خوبم امیدوارم حالتون خوبه خوب باشه و شاد و سلامت باشین .
یادمون نره که : هر چه را که تقاضا کنیم دریافت خواهیم کرد. مسلما هیچکس خواهان درد نیست و از شادی اجتناب نمی کندمگر انکه تصور کند سرور دردناک تهدید آمیز و خطرناک است پس بیایید مصمم باشیم آنچه را که واقعا میخواهیم در خواست کنیم بی آنکه شادی و آرامش را دردناک و تهدید آمیز تلقی کنیم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 21:51 توسط فریبا
|
|
||
|
|
|
|
|
میلاد فرخنده امیر مومنان بر همگی دوستان مبارک باد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 12:20 توسط فریبا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام از کسایی که شعر فرستادند متشکرم برای اینکه مشاعره ما ترتیب خاصی داشته باشه لطفا
کسانی که مایل هستند در مشاعره شرکت کنند اسامی شونو بفرستن و طبق حروف الفبا الوهیت بندی بشوند و شعر ها را به نوبت خودشان بفرستن در ضمن این مشاعره بصورت اوپن بووک open book برگزار میشه منتظر ÷یشنهادات شما هستم .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 9:49 توسط فریبا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
با مشاعره وبلاگی موافق هستید ؟ چون ارادت خاصی به حافظ دارم . بیا و کشتی ما در شط شراب انداز خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز منتظر شعر بعدی هستم با < ز > |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 20:33 توسط فریبا
|
|
||
|
|
|
|
سلام بر همگی دوستان فعال و غیر فعال خبر جدید دیروز به استاد نامور مطلق زنگ زدم و تا شنبه آینده برای ارائه تحقیق وقت گرفتم شنبه آینده تحقیقات خودتان را به آقای رستگار بدهید. امروز یه آمپول خفن زدم و دکتر برام دو روز استعلاجی نوشته . اینم از مزایای کوه رفتن درسته باد بهم خورد و مریض شدم ولی خیلی خوش گذشت و جای همگی خالی بود.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 13:3 توسط فریبا
|
|
||
|
|
|
|
|
قبل از اینکه لطیفه رو تایپ کنم از همه کسانی که به وبلاگم سر میزنند و از نظرات قشنگ شون متشکرم
و اما لطیفه. . . ملا نصرالدین از جلو غاری میگذشت مرتاضی را در حال مراقبه دید و از او پرسید که به دنبال چه می گردد مرتاض گفت : بر حیوانات مطالعه میکنم و از انها درس های زیادی میگیرم که می تواند زندگی ادم را زیرورو کند ملا نصرالدین پاسخ داد: قبل از این یک ماهی جان مرا نجات داده . اگر هر چه میدانی به من بگویی من هم ماجرای ماهی را برایت میگوییم . مرتاض از جا پرید : این اتفاق فقط می توانست برای یک قدیس رخ بدهد. بنا برین هر چه را که میدانست به او گفت. حالا که همه چیز را به تو گفتم خوشحال میشوم بدانم چگونه یک ماهی جان تو را نجات داد؟ ملانصرالدین: خیلی ساده موقع قحطی داشتم از گرسنگی می مردم و به لطف آن ماهی از گرسنگی نجات یافتم و توانستم سه روز دیگر دوام بیاورم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 20:3 توسط فریبا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1385ساعت 19:38 توسط فریبا
|
|
||
|
|
|
|
|
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم
قامتش را سرو گفتم سرکشید از من بخشم دوستان از راست میرنجد نگارم چون کنم نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معزور دار عشوه ایی فرما تا من طبع را موزون کنم زرد رویی میکشم زان طبع نازک بی گناه ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم ای نسیم منزل لیلی خدا را تا به کی ربع را بر هم زنم اطلال را جیحون کنم من که ره بردم بگنج حسن بی پایان دوست صد گدای همچو خود را بعد از این قارون کنم ای صاحب مه قران از بنده حافظ یاد کن تا دعای دولت آن حسن روز افزون کنم شاهد: به عزم توبه سحر گفتم که استخاره کنم بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 21:42 توسط فریبا
|
|
||
|
|
|
|
|
مصاحبه با ساناز در باره وبلاگ نویسی
۱.آیا با وبلاگ آشنایی دارید؟ ــــ بله ۲.آیا خودتان هم وبلاگ دارید؟ ــــ بله به تاز گی یک وب طراحی کرده ام. ۳.چه موضوعاتی را در وبلاگ خودتان درج کرده اید ؟ ــــ در مورد همه چیز بیشتر مسائل روزمره. ۴.در روز چند ساعت را به این مسئله اختصاص می دهید؟ ــــ حدود یک ساعت در روز. ۵.آیا دیگران در وبلاگ شما نظر می گذارند؟ ــــ بله. ۶.آیا در اکثر مواقع برای هر موضوع که ثبت می کنید بیش از دو نظر دریافت می کنید؟ ـــــ بله. ۷.آیا شما هم به وبلاگ دیگران سر می زنید؟ ـــــ بله. ۸.آیا برای وبلاگ ها نظر می گذارید؟ ــــ بله. ۹. آیا بیش از دو نظر در هر بار برای سایر وبلاگها(در مجموع) می گذارید؟ ــــ ۳ تا ۴ نظر می گذارم. ۱۰.نظرتان در مورد وبلاگ نویسی چیست؟ ـــــ وبلاگ در واقع نوعی محیط مجازی را در اختیار کاربران قرار میدهد که در این محیط کاربران می توانند نظر و اطلاعات را مبادله کنند.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 14:14 توسط فریبا
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی آدم دلش میگیره حوصله خودشو هم نداره درست مثل من. دلم خیلی تنگه نمیدونم چرا فکر میکردم امتحانا که تموم بشه حالم خوب میشه ولی...
با یه تفال چطورین: ای مه صاحب قران از بنده حافظ یاد کن تا دعای دولت آن حسن روز افزون کنم فال گرفتن از من تابیر آن ازشما منتظر تعابیر شما هستم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 22:13 توسط فریبا
|
|
||