تبليغاتX
آبی آسمان

آبی آسمان

ازهمه جا

بهار

دوباره نزدیک عید شده و همه به تکاپو افتادن تا کارهای عقب افتاده شونو انجام بدن دواره خیابونها شلوغ شدن قیمتها بالا رفتن و اگه خوب دقت کنی اظطرس و نگرانی رو تو صورت اکثر ادماهای دور و برت می بینی .

راستی چرا باید اینجور باشه یادمه قدیما وقتی بچه بودم نزدیک عید که می شد خیلی خوشحال بودیم با لذت و شادی می رفتیم خرید عید یا اگه قرار بود بریم مسافرت با شادی تدارک سفر را می دیدیم یادش بخیر ولی حالا بچه ها هم دیگه خوشحال نیستن چون دم عید که میشه دائما مامان و بابا با هم جرو بحث می کنن و ..........................

 

بگذریم شما دوستای خوبم با کارهای عید در چه حالی هستین ؟ امیدوارم هر جا که هستین شادی و خوشحالی را فراموش نکنین

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 16:46  توسط فریبا  | 

داستان شب

به ساعت نگاه می کنم  ساعت از ۵/۱ هم گذشته و من هنوز بیدارم . برای چندمین بار رادیو رو روشن میکنم

       گوینده : شما دلتون می خواد جای کی باشین ؟

صدای باد و بهم خوردن نایلونهای ساختمان نیمه کاره کناری با صدای تیک تاک ساعت و صدای آهسته رادیو قاطی شده . درد دستم دوباره به سراغم اومده حالا دیگه اصلا خوابم نمیبره سعی میکنم به درد فکر نکنم 

 یه شنونده : من دلم می خواد یه درخت تنها باشم توی یه کویر و دست هیچکس بهم نرسه

-------------: من دلم می خواست یه عالمه پول داشتم .....

-------------: من دلم میخواد بارون باشم تا در موقع نیاز ببارمو همه رو سیراب کنم

-------------:یعنی که چی  مگه کسی می تونه جای کس دیگه  باشه هر کسی جای خودشه

------------: کاش می تونستم پرنده باشم و پرواز کنم .....

درد توی گردنم و کتفم می پیچه با خودم میگم اینا چه دل خوشی دارن    کاش اینجور کاش اونجور ..

شبکه رو عوض می کنم موسیقی سنتی یه شبکه دیگه

---------------: خانوم شما به جای اینکه از خدا مرگ بخواهین ازش بخواهین که شمارو عاقبت به خیر کنه  

نمیدونم چرا این خانوم آرزوی مرگ داشت ولی قبول دارم گاهی آدم به جایی می رسه که مرگ براش یه رهاییه  رهایی از همه بندها و مشکلات و دردها و شاید آسانترین راه حل  .  شبکه رو عوض می کنم

کارشناس   :  تو کشور ما کمتر به موسیقی پاپ پرداخته میشه البته به شکل کلاسیک آن

شبکه بعدی

موسیقی کلاسیک  و ملایمی در حال پخش شدنه خوبه این بد نیست ولی   

صدای آرم خبر و بعد صدای گوینده که با بخش خبر رادیو پیام در خدمت شماییم ....

شبکه بعدی

گوینده : در این قسمت می خواهیم به ورزش بانوان بپردازیم و بعد یک موسیقی تکنو !!!!!!!!!!!!

ساعت در حدود ۲:۳۰ صبح شده و من هنوز خوابم نبرده رادیو رو خاموش می کنم و از جام بلند میشم درد دستم بیشتر شده با خودم میگم مردم حق دارن که رادیو گوش نمیکنن اصلا موضوع بهتر از ورزش زنان نبود که راجع به اون صحبت کنن اونم ساعت چند؟! اصلا مگه چند نفر از مسئولان این ساعت شب بیدارن و رادیو گوش میدن تا بدونن مشکلات ورزش زنان چیه و یا چند تا خانوم بیدارن تا با شنیدن این برنامه تشویق بشن و ورز شو  بذارن توی برنامه زندگیشون . از اتاق بیرون میام و میرم آشپزخونه و یه راست میرم سراغ یخچال یه لیوان شیر میریزم بعد .......

نه فایده نداره اصلا درد قطع نمیشه به اتاق بر میگردم و میرم سراغ بسته قرصهای مسکن  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 16:50  توسط فریبا  | 

زرتشت میگه دیگران رو ببخش نه بخاطر اینکه سزاوار بخشش هستن بلکه فقط به این خاطر که تو سزاوار آرامشی .

 

ما لحظه ها رو به امید خوشبختی گذراندیم غافل از اینکه خوشبختی همان لحظاتی بود که ما گذراندیم

< دکتر . شریعتی >

 

خدا جبران همه نداشته های من است . < دکتر شریعتی >

 

تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازه دانشش حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد .

< ناپلئون >

آب یعنی قطره هایی که سجده می کنند خاک سجاده آب است و آب همسایه حیات . خاضعانه سجده کن تا حیات را تمرین کرده باشی .

<  ؟ >

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 17:29  توسط فریبا  | 

چهار

شما هم به اعداد خوش یمن و بد یمن اعتقاد دارید؟

آیا میدونستید که عدد ۴ در زبان عبری قدیم از اهمیت ویژه ایی برخوردار بود و این به علت چهار حرفی بودن نام خداوند بود و همینطور در فرهنگهای قدیمی باور بر این بود که زمین مسطح است و عدد ۴ به دلیل انتساب به اشکال چهار گوش مورد توجه قرار گرفته بود . بسیاری از مذاهب غیر مسیحی بر این باور بوده اند که ۴ نمادی است از ۴ جهت شرق غرب شمال و جنوب  و همینطور چهار عنصر زمین هوا آتش و آب .

یافتن یک گیاه شبدر با چهار برگ نشانه شانس است

اگر هنگام پختن شیرینی ۴تای آنان به هم بچسبد بزودی یک جشن عروسی در پیش است .

خانه ایی که عدد ۴ در آدرسش باشد نامبارک است .

اگر در رویا عدد۴ را ببینید به زودی به یک فرصت طلایی دست پیدا میکنید .

اگر ۴ کلاغ روی یک درخت دور هم جمع شوند این به منزله جشن عروسی است.

از امروز به بعد بهتره کلاغها را بشماریم مخصوصا در پارک ملت که پره کلاغه!!!!!!!!!!شاید یه جشن عروسی اتفاق بیافته

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 16:11  توسط فریبا  | 

سلام بر معصومه رحمتی عزیز  وبلاگت را دیدم خیلی قشنگه و رنگبندی خیلی زیبایی داره برات کامنت

هم گذاشتم ولی متاسفانه بلد نبودم یا اینکه یه اشکال دیگه ایی تو کار بود که نتونستم ثبتش کنم

خلاصه باید ببخشی وضع اینترنت چند وقتیه خیلی خرابه نمیتونم برات ایمیل بزنم چون اصلا صفحه یا هو

 رو باز نمیکنه بریم سر اصل مطلب از هوا شروع میکنم  هوا اینجا حسابس قاطی کرده رگبار میزنه بعدش

 در حالیکه آفتابه تگرگ میاد اصلا هوا مثل بهاره تا پاییز .ما هم بدتر از هوا قاطی کردیم .سر کلاسها جات

 خیلی خالیه  دلم برات تنگ شده . ولی اونجایی که هستی جات خیلی خوبه یه وقت به سرت نزنه

پاشی بیای اینجا . از اینجا می بوسمت به امید دیدار ( ما میاییم اونجا)

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 19:25  توسط فریبا  | 

سلام بر دوستان وبی امیدوارم حال همگی خوبه خوبه خوب باشه  الان که دارم اینارو مینویسم مغزم حسابی باد کرده چون کنفرانسی رو که قراره روز سه شنبه ارائه بدم هر چی میخوانم  باز یادم میره ...

ا...ا   .... یه sms یا به تعبیری یه پیامک برام اومد    

 

تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را  میان ربنای سبز دستانت دعایم کن  

مثل اینکه فقط من کنفرانس ندارم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 21:38  توسط فریبا  | 

اشک

سلام بر دوستان وبی عصر جمعه تان بخیروشادی  چند لحظه پیش مطلبی در مجله میخوندم که قشنگ بود گفتم توی وبم بذارم که شماها هم بخونید ولذت ببرید.

قطره دلش دریا می خواست به خدا گفته بود و هر بار خدا می گفت از قطره تا دریا راهی است طولانی .

راهی از رنج عشق و صبوری قطره روان شد گذشت منجمد شد آب شد بخار شد به آسمان رفت و رنج و

عشق و صبوری را آموخت . روزی خدا به او گفت امروز روز توست روز دریا شدن قطره طعم دریا را چشید و

 طعم دریا شدن را ولی باز بیشتر می خواست پس به خدا گفت از دریا بزرگتر هم جایی هست؟ خدا

گفت: آری . قطره گفت من انرا میخواهم خدا قطره را در قلب آدم گذاشت و گفت این بی نهایت است .

ادم عاشق بود دنبال کلامی مگشت که عشقش را درآن بریزد اما کلمه ایی پیدا نکرد . قطره از دل عاشق

 عبور کرد آدم همه عشقش را در قطره ریخت و از چشم عاشق چکید . در این هنگام خدا گفت:حالا تو

بی نهایتی چون عکس من در اشک عاشق است

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 15:32  توسط فریبا  | 

حق

قدیمی ها گفتن حق گرفتنیه دادنی نیست ولی امان از روزی که همه بخوان حقشونو بگیرن اونوقته که توی این .....  سنگ رو سنگ بند نمیشه .

مگر اینکه یکی بیاد ....  اونی که همه منتظرشن ..برا اومدنش دعا میکنن

 

درد ما را نیست درمان الغیاث                 هجر ما رانیست پایان الغیاث

خون ما خوردند این کافر دلان                   ای مسلمانان چه درمان الغیاث

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 22:11  توسط فریبا  | 

 

 

    بنده پیر  خراباتم که لطفش دائم است             ورنه لطف شیخ و زاهد گاه است گاه نیست

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 20:48  توسط فریبا  | 

جن

سلام بر دوستان وبی

به وجود جن معتقدید؟ آیا تا حالا جن دیدین؟ آقای دکتر ترکی که ترم پیش با ما کلاس داشتند توصیه کردند که اگه می خواهید جنها را ببینید صبح زود به حمام بروید البته حمام عمومی!!!!!!!!!!

کتابی به نام دنیای مرموز جن را از یکی از دوستانم گرفتم و خواندم و دراین کتاب به آیه های از قران مجید اشاره شده بود که وجود جن را تایید میکرد حتی سوره ایی با این نام وجود دارد . ویک مطلب جالب دیگر آیا میدانستید که شیطان جز اجنه است و نه فرشته گان . بله ابلیس بچه جنی بود که توسط فرشتگان بزرگ شد و تعلیم یافت ولی ....................................

بقیه ماجرا را خودتان بارها و بارها شنیده اید و خوانده اید. در ضمن جن از جنس آتش است برای همین ابلیس به آدم که از خاک آفریده شده بود سجده نکرد چون خود را برتر می دانست.

با خواندن ایه الکرسی جنیان را می توانید دفع کنید البته گفتن بسم الله هم خیلی تاثیر دارد.

اصلا نترسید چون همه جنها بد نیستند و جن خوب هم وجود دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:56  توسط فریبا  |